• تعریف

          خشکسالی اجتماعی- اقتصادی معمولاً پس از یک دوره بسیار طولانی مدت خشکسالی هواشناسی و هیدرولوژیکی حادث می گردد و موجب قحطی، مرگ و میر و مهاجرت های دسته جمعی و گسترده می‍شود. این نوع خشکسالی تاثیرات زیادی بر روی ابعاد مختلف اقتصادی و بویژه انواع خاصی از محصولات و کالاهای اقتصادی می گذارد (ویلهایت، 1997). تعریف خشکسالی اقتصادی - اجتماعی تلفیقی از عرضه و تقاضای برخی کالاهای اقتصادی با اجزاء‌ خشکسالی هواشناسی ، هیدرولوژیکی و کشاورزی است .

                 وقوع این نوع خشکسالی به فرایندهای زمانی و مکانی عرضه و تقاضا برای تعریف خشکسالی بستگی دارد. عرضه بسیاری از کالاهای اقتصادی مانند آب، علوفه، غلات، ماهی و نیروی برق آبی بستگی به وضعیت جو دارد.  بدلیل تغییرپذیری طبیعی اقلیم, عرضه آب در برخی سالها کافی است ولی در سالهای دیگر در حد تأمین نیازهای انسان و محیط زیست نیست. خشکسالی اقتصادی - اجتماعی زمانی رخ می دهد که تقاضا برای یک کالای اقتصادی خاص بدلیل کاهش عرضه‌ آب نسبت به شرایط معمول افزایش می یابد. به عنوان مثال در اروگوئه در سال 89-1988 خشکسالی موجب کاهش قابل ملاحظه ای در تولید برق آبی شد. کاهش تولید برق آبی دولت را به ورود سوخت گرانتر نفت و استفاده از ابزارهای تبدیلی انرژی برای رفع نیازهای مردم واداشت.
               در اکثر موارد، تقاضا برای کالاهای اقتصادی در نتیجه افزایش جمعیت و مصرف سرانه رو به افرایش می باشد.  عرضه محصولات نیز ممکن است بدلیل بهبود راندمان تولید و فنآوری یا ساخت مخازنی که ظرفیت ذخیره آب را افزایش می دهد، بیشتر شود. با توجه به نیاز بشر به آب بیشتر برای تامین مصارف شهری، کشاورزی، صنعتی و غیره، امروزه در جوامع مختلف و بویژه کشورهای پیشرفته اقدام به ساخت سدهای بزرگ و مخازن آب شده است تا تامین این قبیل نیاز ها را تضمین نماید. با ذخیره آب در این مخازن در دوره های ترسالی امکان تامین آب برای دوره های خشکسالی نیز فراهم و تضمین می گردد. اما در هنگام برخی خشکسالی های وسیع و طولانی مدت شرایط به نحوی به وخامت می گراید که این قبیل سازه ها نیز نمی توانند نیاز آب را تامین نمایند و به اصطلاح نیاز به آب در این دوره ها به مراتب افزونتر از تامین آب به وسیله این سازه ها می گردد. برنامه ریزی و مدیریت منابع آب بر مبنای سیستم های هیدرولیکی و برآورد از منابع تامین آب و میزان نیاز به آب از این منابع, به منظور تامین آب در دوره های کم آبی استوار می باشد. از این رو شکست و ناکارآمدی این سیستم ها در تامین آب برای دوره های کم آبی و خشکسالی ها, به مدیریت و برنامه ریزی نامناسب آب و دلایل هیدرولوژیکی بر  می گردد (هیسدال و همکاران، 2001).  نیاز به آب مهمترین عامل محدود کننده موجودی آب می باشد. اغلب اوقات نیاز بیشتر با موجودی کمتر و محدودتر آب توام می گردد. در خشکسالیهای اقتصادی – اجتماعی معمولاً دمای هوا به حد بحرانی افزایش می یابد و تبخیر وتعرق نیز به دنبال آن شدت پیدا   می نماید. در این دوره ها, نیاز به آب نیز بسیار بیشتر از نرمال می شود. از این رو این قبیل رویدادها موجب قحطی های بزرگ و گسترده می شود و عامل کوچ های دسته جمعی از نواحی آسیب دیده می گردد. از سوی دیگر برآورد دقیقی از میزان نیاز به آب برای مصارف مختلف نیز مشکل می باشد. نیاز به آب برای مصارف خانگی، دامداری، آبیاری و کشاورزی، صنعتی، تولید انرژی، مصارف تفریحی، و مقاصد زیست محیطی با عدم قطعیت زیادی  در ارتباط با تخصیص، کیفیت، کمیت و تغییرات زمانی، مصرف و نرخ رشد آنها همراه می باشد. هدف اصلی مدیریت و برنامه ریزی منابع آب عبارت است از کاهش مقادیر قابل انتظار شکست سیستم های تامین آب و یا خشکسالی های اقتصادی –اجتماعی است.